ایمان به غیب

+ ” غیب و شهود” دو نقطه مقابل یکدیگرند، عالم شهود عالم محسوسات است، و جهان غیب، ما وراء حس، زیرا” غیب” در اصل به معنى چیزى است که پوشیده و پنهان است و چون عالم ما وراء محسوسات از حس ما پوشیده است به آن غیب گفته مى‏شود.

+ ایمان به غیب درست نخستین نقطه‏اى است که مؤمنان را از غیر آنها جدا مى‏سازد و پیروان ادیان آسمانى را در برابر منکران خدا و وحى و قیامت قرارمى‏دهد و به همین دلیل نخستین ویژگى پرهیزکاران ایمان به غیب ذکر شده است. مؤمنان مرز جهان ماده را شکافته، و خویش را از چهاردیوارى آن گذرانده‏اند، آن‌ها با این دید وسیع با جهان فوق‌العاده بزرگترى ارتباط دارند در حالى که مخالفان آن‌ها اصراردارند انسان را همچون حیوانات در چهار دیوارى جهان ماده محدود کنند، و این سیر قهقرایى را تمدن و پیشرفت و ترقى نام مى‏نهند! در مقایسه” درک و دید” این دو، به اینجا مى‏رسیم که” مؤمنان به غیب” عقیده دارند جهان هستى از آنچه ما با حس خود درک مى‏کنیم بسیار بزرگتر و وسیعتر است، سازنده این عالم آفرینش، علم و قدرتى بى انتها، و عظمت و ادراکى بى نهایت دارد، او ازلى و ابدى است. و عالم را طبق یک نقشه بسیار حساب شده و دقیق پى‏ریزى کرده، در جهان انسانها، روح انسانى فاصله زیادى میان آنان و حیوانات ایجاد کرده، مرگ به معنى فنا و نابودى نیست، بلکه یکى از مراحل تکاملى انسان و دریچه‏اى است به جهان وسیعتر و پهناورتر. در حالى که یک فرد مادى معتقد است جهان هستى محدود است به آنچه ما مى‏بینیم و علوم طبیعى براى ما ثابت کرده است: قوانین طبیعت یک سلسله قوانین جبرى است که بدون هیچگونه نقشه و برنامه‏اى پدید آورنده این جهان است، نیروى خلاقه عالم حتى به اندازه یک کودک خردسال هم عقل و شعور ندارد، بشر جزئى از طبیعت است و پس از مرگ همه چیز پایان مى‏گیرد، بدن او متلاشى مى‏گردد، و اجزاى آن بار دیگر به مواد طبیعى مى‏پیوندند، بقایى براى انسان نیست و میان او و حیوان چندان فاصله‏اى وجود ندارد.

ممکن است بپسندید...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس