​​الطاف علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) به شاگردش آیت الله شجاعی(ره)

علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) خطاب به آیت الله شجاعی(ره):
« سخنانی که گفتی سخنان آقا امام زمان(عج) بود که از دهان تو گفته شد»

خاطره ای رو حاج آقای صفری نقل کردند که بسیار تکان دهنده بود و شنیدنش ارزشمنده و ما رو با ابعاد شخصیت آیت الله شجاعی(ره) آشنا میکنه.

​​
فرمودند حدود سال ۱۳۶۵ آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی و علامه حضرت آیت الله حسن زاده آملی و حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی مراسم ختمی برای حجت الاسلام علی اصغر یوسفیان، امام جمعه فقید شهرستان آمل در قم برگزار کرده بودند و ایشان و آیت الله طوسی از اساتید حوزه علمیه قم نیز آیت الله شجاعی را برای شرکت در این مراسم همراهی میکردند.
با توجه به اینکه حجت الاسلام یوسفیان از شاگردان ممتاز و مورد علاقه خاص علامه حسن زاده آملی بودند، آیت الله شجاعی قصد کردند که قبل از مغرب و شرکت در مراسم به خدمت حضرت علامه حسن زاده آملی مشرف شوند تا حضورا به ایشان این ضایعه را تسلیت بگویند.
وقتی وارد منزل ایشان شدند تعداد کثیری از علمای بنام و سران نظام آنجا تشریف داشتند اما با ورود آیت الله شجاعی٬ علامه حسن زاده ضمن استقبال گرم ایشان را در آغوش گرفتند و حدود پنج دقیقه با ایشان درد دل کردند و بخاطر از دست دادن چنین شاگردی به آیت الله شجاعی ابراز تاسف کردند و ایشان نیز حضرت علامه را تسلی دادند. شخص دیگری که در مراسم حاضر بود و از علمای بنام و شاگردان نزدیک علامه بود نقل کرد که ایشان چون بعد از مدتها شاگرد خود آیت الله شجاعی را دیده بودند با لمس دستهای ایشان میزان ایمان ایشان را میسنجیدند … بطوریکه این عمل توجه حاضران را جلب کرده بود و این توجه خاص علامه حسن زاده به آیت الله شجاعی برای بسیاری از حاضران عجیب بود.
هنگام اذان مغرب بود و بعد از مدتی علامه شخصا مهر برای نماز میهمانان آورد و اذان را گفت. بعد از اذان در میان همه علما با صدای بلند گفت:
“جناب آقای شجاعی بفرمایید جلو نماز بخوانید تا ما به شما اقتدا کنیم… “
آیت الله شجاعی که انتظار چنین محبتی را نداشت احساس کرده بود خطایی کرده که علامه چنین تصمیمی گرفته و قصد تنبیه ایشان را دارد که چنین امر میکند. با تعارف از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکند اما علامه برای بار دوم با صدای بلند همان جمله را تکرار میکند. آیت الله شجاعی باز هم با خجالت پشت سر جمعیت میماند و پیش نمیرود. علامه برای بار سوم امر را تکرار میکند و ظاهرا شک میکند که شاید آیت الله شجاعی بخاطر احترام به علمای حاضر در مجلس به دستور او عمل نمیکند لذا از علمای حاضر اجازه میگیرد و میپرسد که اشکالی ندارد همه به حاج آقای شجاعی اقتدا کنیم؟ سپس برای بار آخر با جدیت خطاب میکند و میگوید:
” آقای شجاعی اگر نیایی خسر الدنیا و الآخره میشوی!”
آیت الله شجاعی بعد از شنیدن این جمله از استادش با شرم بسیار اطاعت امر میکند و نماز مغرب را اقامه میکند. بلافاصله بعد از سلام و پایان نماز سریعا بلند میشود و به آخرین صف میرود. علامه که متوجه عدم حضور آیت الله شجاعی شده بود پس از خواندن تعقیبات و نافله٬ برای نماز عشا اذان میگوید و مجددا میفرماید
” حاج آقای شجاعی بفرمایید برای نماز عشا همه به شما اقتدا میکنیم… ”
ایشان نیز مجددا اطاعت امر میکند‌. بعد از نماز همگی به مسجد میروند. مجلس ختم مملو از علما و مراجع بود. هنگام دعوت سخنران مراسم، علامه حسن زاده بدون هماهنگی قبلی فرموند:
” حاج آقای شجاعی شما بفرمایید برای سخنرانی ما همه گوش میکنیم … “
و با اصرار بدون هیچ هماهنگی قبلی در مجلس با این عظمت ایشان را به بالای منبر میفرستد. در اینگونه مراسم ها معمولا سخنرانی طولانی نمیشود ولی آیت الله شجاعی بحثی را فی البداهه آغاز میکنند و بیش از یکساعت در خصوص معاد و زندگی پس مرگ به زیبایی و سلاست سخنرانی میکند. بعد از پایان سخنرانی وقنی ایشان از منبر پایین میایند علامه حسن زاده آملی به سمت ایشان میرود و لب ایشان را میبوسد و جمله ای به زبان عربی به ایشان میگوید که ترجمه آن این است:
« سخنانی که گفتی سخنان آقا امام زمان(عج) بود که از دهان تو گفته شد»

ممکن است بپسندید...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس