مصادیق سماء در قرآن

+ کلمه “سماء” درلغت به‌معنى طرف بالاست، و این‌مفهوم جامعى است که مصداق‌هاى مختلفى دارد، لذا مى‏بینیم در قرآن در موارد گوناگونى به‌کار رفته است:

۱- گاهى به “جهت بالا” در قسمت مجاور زمین اطلاق شده:

«أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَهً طَیِّبَهً کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ؛ آیا ندیدى خداوند چگونه مثل زده است گفتار پاک را به درخت پاکیزه‏اى که ریشه‏اش ثابت و شاخه‏اش در آسمان است» (ابراهیم/۲۴)

۲- گاه به منطقه‏اى دورتر از سطح زمین (محل ابرها) اطلاق شده:

«وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَکاً؛ ما از آسمان آب پربرکتى نازل کردیم» (سوره ق/۹)

۳- گاه به “قشر متراکم هواى اطراف زمین” گفته شده:

«وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً؛ ما آسمان را سقف محکم و محفوظى قراردادیم» (انبیاء/ ۳۲)

زیرا مى‏دانیم جوّ زمین که همچون سقفى بر بالاى سر ما قراردارد، داراى آن چنان استحکامى است که کره زمین را دربرابر سقوط سنگ‌هاى آسمانى حفظ مى‏کند، این سنگ‌ها که شبانه روز، مرتبا در حوزه جاذبه زمین قرارگرفته و به‌سوى آن جذب مى‏شوند، اگر این قشر هواى متراکم نبود ما مرتبا در معرض سقوط این سنگ‌هاى خطرناک بودیم، اما وجود این قشر، سبب مى‏شود که سنگ‌ها پس از برخورد با جو زمین مشتعل و سپس خاکستر شود.

۴- و گاهى به‌معنى “کرّات بالا” آمده است:

«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ؛  به آسمان‌ها پرداخت در حالى که دود و بخار بودند (و از گاز نخستین، کرات را آفرید)» (فصلت/۱۱)

ممکن است بپسندید...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس